تبليغاتX
قشنگ روزگارم

قشنگ روزگارم

الان رفتم پی پی کیان رو شستم . میگه مامان شومبولم رو بشور تو درد سر افتاده ...هاهاها...

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 14:27  توسط زرین  | 

با تشکر از دوست خوبم سمیرا

آيا هوش با تغذيه افراد در ارتباط است؟
كدام مواد مغذي و چه غذاهايي در تقويت فعاليت‌هاي فكري تأثير بيشتري دارند؟ آيا تغذيه قبل از بارداري در هوش كودكان نقش دارد؟

چه گياهان دارويي در تقويت هوش موثرند؟ خوردن يا نخوردن صبحانه چه تأثيري بر روي هوش مي‌گذارد؟ آيا استفاده از رژيم‌هاي لاغري غلط در كاهش ضريب هوشي موثر است؟ و ....
در پاسخ به اين سوالات بر آن شديم تا موضوع برداشت آزاد اين شماره از دنياي تغذيه را به هوش و ارتباط آن با تغذيه اختصاص دهيم.
كارشناساني كه در برداشت آزاد اين شماره در خدمتشان هستيم از اين قرارند:
دكتر سيدمرتضي صفوي؛ متخصص تغذيه و دانشيار دانشگاه علوم پزشكي اصفهان
دكتر محمدرضا وفا؛ متخصص تغذيه و دانشيار دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي ايران
دكتر محمدحسين صالحي‌سورمقي؛ دكتراي تخصصي فارماكوگنوزي و استاد دانشكده داروسازي دانشگاه تهران
دکتر سید مرتضی صفوی؛ متخصص تغذیه و دانشیار دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفت: «هوش و استعداد رابطه مستقیمي با تغذیه فرد دارند. پس پیگیری رشد کودک در این میان اهمیت خاصی خواهد داشت.
در این رابطه قبلا دانشمندان به نتیجه خوبی دست یافته‌اند و آن بررسی و تحلیل رشد کودک بر اساس شاخص‌های خاصی است که بدان شاخص رشد یا نمودارهای متروپولیتن می‌گویند که این نمودارها برای هر کشوری بسته به شرایط رشدی کودکان آن کشور طراحی و تدوین شده است.
در کودکان کم‌وزن به علت عدم تامین حداقل نیازهای غذايی روزانه کودک، اولین شاخص در کاهش وزن و کاهش رشد قد خودنمايی می‌کند و این بدان معنا است که سطح سلولی بدن به علت عدم دریافت مواد غذايی نتوانسته به رشد و تکثیر خود ادامه دهد. پس می‌توان گفت مغز نیز که یکی از اجزای بدن است به اندازه کافی رشد نکرده و نتوانسته به ظرفیت‌های لازم خود دست یابد. البته اگر در دوران رشد کودک خیلی زود به جبران خسارات وارده بپردازیم، جای امید هست که بدن و اندام‌های آن به ظرفیت‌های لازم خود برسند و جبران کاستی‌ها نیز بشود، اما اگر سوءتغذیه برای مدت طولانی ادامه داشته باشد کودک دچار یک‌سری رخدادهای ناخوشایند خواهد شد که مهم ترین آنها عقب ماندگی ذهنی کودک است و در ادامه ممکن است برون ده قلب نیز کاهش بيابد و درنتیجه ریه‌ها نیز به خوبی نقش خود را در تامین اکسیژن سلول‌ها تامین نکنند.
درجات کمتر خسارت ناشی از سوء تغذیه در زمانی است که شاخص‌های کاهش وزن و قد خیلی تغییر نمی‌کنند یا به عبارت دیگر شرایط فیزیکی کودک در حدی نیست که والدین و اطرافیان را به فکر تعقیب موضوع بیندازد و کودک از یک سوءتغذیه مزمن آرام رنج می‌برد، با دیگر کودکان هم سن خود مقایسه می‌شود و همان ظرفیت‌های دیگران نیز از او انتظار می‌رود در صورتی که او قادر به انجام آن کارها و رسیدن به آن ظرفیت‌ها نیست.
دراین شرایط کودک به علت یک‌سری مشکلات اعم از کم‌خونی و یا کاهش مختصر بازده ریوی قادر به تحمل شرایط دیگر هم ردیف‌های خود نیست. مطالب را آنگونه که باید نمی تواند تحلیل کند. در ضبط و یاد آوری موضوعات به اندازه دیگران نیست و همه این مشکلات روز به روز زیادتر می‌شود، چرا که بر مجهولات او افزوده شده بدون آنکه کسی وی را درک کند».
وي افزود: «بخش زیادی از انرژی روزانه ما به مصرف سلول‌های مغزی می‌رسد. حال در صورت کاهش انرژی و کمبود آن، بدن نمی‌تواند همه نیازهای مغز را فراهم کند و این اندام مهم که در سال‌های اولیه زندگی در حال شکل گیری است، نمی تواند به ظرفیت‌های لازم خود برسد.
در بیشتر تحقیقات ارتباط تغذیه و هوش مشخص شده و آمارها حاکی از آن است که در صورت نداشتن تغذیه متناسب، کودک نمی‌تواند به سوالات پاسخ مناسبی بدهد.
شکل‌گیری سلول‌های مغزی اگر بر پایه و بنیاد محکمی استوار باشد، در نتیجه تحمل پذیرش ظرفیت‌های بالا را نیز در خود دارد.
نیاکان ما نیز به نقش تغذیه و هوش اعتقاد داشتند و بر همین اساس در دوران بارداری به مادر باردار سفارش می‌کردند تا در خوردن غذاهای خود دقت داشته باشد و مواد غذايی که امروز مشخص شده سرشار از ویتامین‌ها و املاح هستند را به مادر توصیه می‌کردند، مثلا خوردن کشمش، مویز، دانه‌ها و مغزها را به همراه میوه‌ها موثر می‌دانستند. از جمله عواملی که در افزایش هوش موثر هستند، می‌توان به ریز مغذی‌ها اشاره کرد که از مهم‌ترین آنها آهن است. آهن در دوران رشد در ساخت بسیاری از ویتامین‌ها و انجام واکنش‌ها و حتی به صورت کوآنزیم جهت فعالیت‌های سلولی نقش خود را ایفا می‌کند. در صورت کمبود آهن، ایجاد اختلال در تکامل و هماهنگی سیستم عصبی رخ خواهد داد. محققین معتقدند کودکانی که در دوران رشد فقر آهن داشته‌اند، در بزرگسالی پرخاشگر و زودرنج خواهند بود. اسیدفولیک هم که نقش تشکیل لوله‌های عصبی را به آن نسبت می‌دهند، از دیگر عوامل موثردر افزایش هوش می‌باشد. همچنين در اين خصوص باید به ویتامین C اشاره کرد که در افزایش جذب آهن موثر است.
ویتامین D و پروتئین هم از مواردی هستند که در صورت کاهش آنها رشد مغزی دچار اختلال خواهد شد.
از دیگر ریزمغذی‌ها، باید به روی اشاره شود که در صورت کاهش آن رشد مغزی با مشکل روبه‌رو خواهد شد. در مناطقی که خاک آن مقدار روی لازم را ندارد، مشاهده شده که کودکان از ضریب هوشی بالايی برخوردار نیستند. از منابع خوب روی می‌توان به انواع سبزی‌ها به‌خصوص سبزی‌های ریشه‌ای مثل پیاز و غذاهای دریايی به‌خصوص ماهی‌های آب‌های شور اشاره کرد.
از منابع خوب آهن نیز مي‌توان به انواع غذاهای گوشتی، تخم مرغ، حبوبات، خشکبار، میوه‌های خشک مثل انجیر و هلو، سبزی‌های با برگ سبز، اسفناج و مغزها اشاره کرد. در صورتی که مواد غذايی گوشتی را در کنار ویتامین C مصرف کنیم، امکان افزایش جذب آهن را فراهم کرده‌ایم.
از منابع خوب اسید فولیک هم باید به منابع گوشتی، سبزیجات و مغزها اشاره نمود. در جگر هم می‌توان به مقدار کافی همه منابع مورد نیاز را یافت».
اين متخصص تغذيه در پاسخ به اين سوال كه آیا استفاده از رژیم‌های لاغری غلط در کاهش ضریب هوشی موثر می‌باشد، گفت: «رژیم‌های غذايی اگر مبتنی بر اصول رژیم نویسی تنظیم نشده باشند، کفایت لازم را نداشته و می‌توانند به دلیل فقدان ویتامین‌ها و املاح مشکل‌زا بوده و تاثیر نامناسبی بر روی سلامت افراد داشته باشند.
طبعا اگر رژیم غذايی ارائه شده از ویژگی‌های لازم برخوردار نباشد و از نظر مواد غذايی موثر بر هوش و حافظه فقیر باشد، می‌تواند در کاهش ضریب هوشی نیز نقش داشته باشد».
دكتر صفوي افزود: «دو سال اول زندگی، یک دوره طلایی برای کودک محسوب می‌شود. در این دوره وظیفه سنگینی بر دوش پدر و مادر می‌باشد که علاوه بر تأثیر بر ضریب هوشی کودک، سلامتی جسمی و روحی او را هم در همین دو سال شکل مي‌دهد.
بر اساس تحقیقات جدیدی که صورت گرفته، ضریب هوشی کودک از زمان بارداری مادر تا سن ۲ یا حداکثر ۳ سالگی شکل می‌گیرد و در این میان تغذیه صحیح مادر قبل از بارداری و در طی آن، تغذیه کودک با شیر مادر و تغذیه صحیح کودک تا سن دو سالگی به ترتیب زیر در ضریب هوشی او مؤثر می‌باشند:
-۱ کمبود آهن ۹ درجه ضریب هوشی را کاهش می‌دهد.
-۲ محرومیت از شیر مادر ۸ درجه ضریب هوشی را کاهش می‌دهد.
-۳ تولد با وزن کم ۵ درجه ضریب هوشی را کاهش می‌دهد.
همه موارد بالا تلفیقی از تغذیه صحیح مادر و کودک مي‌باشند. اگر مادر در دوران بارداری تغذیه کافی و مناسبی نداشته باشد، منجر به تولد کودک با وزن کم خواهد شد.
ضریب هوشی کودک از زمان بارداری مادر تا سن ۲ یا حداکثر ۳ سالگی شکل می‌گیرد.
در جهان ۲ میلیارد نفر از کمبود آهن رنج می‌برند. پس لازم است مادران قبل از حاملگی و نیز حین حاملگی با انجام آزمایش لازم از میزان آهن خود مطلع باشند و در صورت نیاز قبل از حاملگی، فقر آهن خود را درمان نمایند.
در قدم بعدی باید توجه شود که کودک با شروع تغذیه تکمیلی، آهن کمکی دریافت کند و چون معمولاً شربت‌ها و قطره‌های آهن موجود کمی بد مزه می‌باشند، مادران به شربت‌های تجارتی مختلفی روی می‌آورند، ولی غافل از اینکه هیچکدام از این شربت‌های خوشمزه معمولاً نیاز کودکشان را تأمین نمی کند. پس مادران عزیز بايد سعی کنند با هر ترفندی که شده قطره یا شربت آهن کودک را (حتی شده به زور) به کودک بخورانند و توجه کنند که کاهش یا افزایش ۹ درجه ضریب هوشی می‌تواند زندگی کودک شما را متحول کند.
دادن شیر مادر هم همانطور که ذكر شد، ۸ درجه در ضریب هوشی مؤثر می‌باشد. مادران باید مواظب باشند به آسانی و به دلایل عجیب و غریب کودک خود را از شیر مادر و ۸ درجه ضریب هوشی بی‌بهره نگذارند.
حتی دیده شده نوزادانی که شیر خشک می‌خورند، در صورتی که شیر خشک را از دست مادر خود بخورند، ضریب هوشی بهتری نسبت به کودکانی دارند که شیرشان را از دست افراد دیگر خورده‌اند».
وي با بيان اينكه تغذيه مسلماً تأثير چشمگيري بر ضريب هوشي افراد به خصوص كودكان كه در حال شكل‌گيري روحي و مغزي مي‌باشند، دارد، دسته‌بندي افراد را بر اساس ضريب هوشي آنها به اين صورت عنوان نمود:
«ضریب هوشی زیر ۷۵، معمولاً افراد عقب‌مانده؛ ضریب هوشی بین ۷۵ تا ۹۰، افراد کندآموز؛ ضریب هوشی بین ۹۰ تا ۱۱۰، افراد معمولی؛ ضریب هوشی بین ۱۱۰ تا ۱۲۵، افراد باهوش؛ ضریب هوشی بین ۱۲۵ تا ۱۳۵، افراد تیزهوش و ضریب هوشی بالای ۱۳۵، افراد نابغه مي‌باشند».
دكتر صفوي در پايان توصيه‌هاي زير را براي افزايش هوش بيان نمود: «سرب یکی از پایدارترین و منتشرترین فلزات سنگین محیط زیست است. سرب در صورت تماس و جذب کافی می‌تواند برای انسان مسمومیت‌زا باشد. به علت اینکه هیچگونه نفع یا عملکرد ضروری شناخته شده‌ای در سیستم‌های حیاتی ندارد، باید افراد را از مواجهه زیاد با سرب حفاظت نمود و عامه مردم را در مورد عادات شخصی آموزش داد تا به این هدف کمک شود.
در سال‌های اخیر در مورد نقش سرب در اثرگذاری روی رفتار و نمو عصبی کودکان مطالب زیادی نگاشته شده است. سرب به‌طور واضح قادر به اثرگذاری منفی روی سیستم اعصاب مرکزی در مقادیر بالا می‌باشد.
همچنین تعدادی از مواد غذايی دارای اثر منفی روی هوش تشخیص داده شده‌اند. این دسته مواد غذايی عبارتند از انواع شکلات، پفک، بیسكویت، پاستیل‌های رنگی، نوشابه‌ها، فرآورده‌های گوشتی غیر استاندارد و بیش از اندازه و انواع فست‌فود‌ها كه به علت بار آلودگی بالای آنها و همچنین به علت چربی بیش از اندازه‌ای که در آنها وجود دارد، می‌توانند زیانبار باشند. اینکه کاهش هوش را به زیاده روی در مصرف این دسته از مواد غذايی نسبت می‌دهند، دور از انتظار نیست، چرا که وقتی با نگاه موشکافانه به این دسته از غذاها نگاه می‌کنیم، مشخص می‌شود به علت وجود مواد نگهدارنده و انواع رنگ‌ها که از طریق خوردن زیاد این دسته از مواد غذايی به بدن کودک انتقال می‌یابند، جذب یک‌سری از ریزمغذی‌ها مختل شده یا کاهش می‌یابد. از طرفی این دسته از مواد غذايی بیشتر دارای کالری هستند تا پروتئین و باعث افزایش وزن کودک و افزایش بافت چربی در اطراف اندام‌های بدن به‌خصوص رگ‌ها و مویرگ‌هایی که وظیفه تامین خون و اکسیژن بافت‌ها‌ها را برعهده دارند، می‌شود.
بیشتر این کودکان بخشی از غذای خود را با خوردن این مواد غذايی بی ارزش تامین می‌کنند و به علت کاهش ریزمغذی‌ها دچار یک سیکل منفی در اشتها نسبت به دریافت دیگر مواد غذايی خواهند شد. بیشتر والدین در هنگام درخواست کودک خود دقت لازم را نداشته و بلافاصله با درخواست کودک موافقت می‌کنند که در این خصوص باید دقت و آگاهی لازم صورت پذیرد.
برای كودكی كه آماده رفتن به مهدكودك و مدرسه می‌شود، خوردن صبحانه بسیار اساسی است و مادران عزیز باید به این وعده غذایی اهمیت ویژه‌ای بدهند. مصرف صبحانه به كودكان كمك می‌كند تا فراگیری بهتری داشته باشند. انرژی و مواد مغذی مصرف شده می‌تواند توجه، میزان انرژی و تحرك كودك را تحریك كند و باعث افزایش تحرك و حركات ورزشی و در نهایت نشاط در كودكان شود. کودک صبحانه نخورده در ساعت ۹ الی ۱۰ صبح به میزان قابل توجهی دچار افت قند خون می‌شود. استعداد یادگیری او به ویژه در درس‌هایی كه به تفكر و اندیشه نیاز دارند كاهش می‌یابد. چنین دانش آموزی ممكن است دچار افت تحصیلی و بیزاری از مدرسه نیز بشود.
ژن‌ها عامل مهمی در تعیین هوش كودك هستند، ولی مطالعات نشان می‌دهند غذایی كه كودك می‌خورد، نیز تاثیرگذار است.
غلات یك صبحانه سالم برای حفظ انرژی كودك در طول ساعات مدرسه بوده و از اهمیت خاصی برخوردار است. کودکانی كه صبحانه می‌خورند، دارای قابلیت تمركز بیشتر، حافظه و یادگیری بیشتری هستند. علاوه برآن می‌توانند در كلاس‌های ریاضی بهتر عمل كنند.
تمام صبحانه‌ها یكسان نیستند. بهتر است از برخی غلات صبحانه‌ با شكر فراوان استفاده نشود.
اگر كودك شما غلات صبحانه‌ای دوست ندارد، از تخم مرغ استفاده كنید. مصرف تخم مرغ به ایجاد سلول‌های حافظه كمك مي‌‌كند.
ماهی‌های چرب مانند ماهي آزاد، تون و ساردين كه منبع غني اسيدهاي چرب امگا-3 هستند، تاثیر بسزايی دارند.
امگا-3 به‌طور چشمگیری به تقویت سلول‌های مغز جهت افزایش یادگیری و تمركز كمك می‌كند. تحقیقات نشان می‌دهند روغن ماهی می‌تواند عامل مهمی برای تقویت ضریب هوشی باشد و به مشكلات رفتاری كودكان مانند اختلال كمبود توجه و بیش‌فعالی كودكان كمك كند.
آووكادو، گردو و بادام نيز منابع مفید دیگری از امگا-3 هستند.
غلات كامل سرشار از ویتامین B هستند و به افزایش عملكرد حافظه كمك می‌كنند. نان‌های كامل بر خلاف نان سفید انرژی را به آرامی و به‌صورت یكنواخت در بدن آزاد نموده و به كودكان و افراد بزرگسال كمك می‌كنند. قند خون منظم و سطح تمركز و هشیاری بیشتری داشته باشند.
تحقیقات نشان می‌دهند غذاهای سرشار از آهن مانند گوشت قرمز بدون چربی، میوه‌های خشك، غلات كامل و حبوبات، میزان انرژی و سطح هشیاری را افزایش می‌دهند. كودكان تقریبا آهن را به حد كافی دريافت نمي‌كنند. كمبود آهن می‌تواند سطح عملكرد شناختی را تا حدی پایین بياورد كه منجر به ضعف در فعالیت‌های آكادمیك شود.
شما می‌توانید كمبود آهن را با استفاده از ساندویچ كره بادام زمینی برای ناهار و استیك همبرگر بدون چربی برای شام رفع نمایید».

دكتر محمدرضا وفا؛ متخصص تغذيه و دانشيار دانشكده بهداشت دانشگاه علوم پزشكي ايران مهمان ديگر برداشت آزاد اين شماره از دنياي تغذيه گفت: «تغذیه صحیح و کافی يعني دریافت مواد مغذی مختلف از مواد غذایی گوناگون به‌نحوی که فرد را در حال سلامت و شادابی نگه دارد و او بتواند از حداکثر پتانسیل جسمی و ذهنی خود استفاده نماید. به بیان دیگر اگر در تمام اوقات زندگی (از دوران جنینی تا کهنسالی) مواد مغذی مختلف و مورد نیاز بدن متناسب با نیاز تامین نشوند، احتمال بروز اختلالات ذهنی و هوشی وجود دارد و اگر این اختلالات در دوران‌های بحرانی رشد و تکامل اتفاق بيفتد، به احتمال فراوان اثرات دائمی بر جاي خواهند گذاشت».
وي در خصوص مواد مغذي مفيد در تقويت فعاليت‌هاي فكري افزود: «تقریبا تمام مواد مغذی به‌گونه‌ای در عملکرد ذهنی نقش دارند، اما شاید بتوان بر اساس پژوهش‌های فراوانی که از دیرباز تاکنون انجام شده، به نقش قابل توجه ید، آهن، روی، ویتامین‌هاي A، D، C و سایر ترکیبات آنتی‌اکسیداتیو و پروتئین کافی در رژیم خوراکی و به‌ویژه در دوران رشد، اسید‌های چرب ضروری و ویتامین‌های گروه B با تاکید بیشتر اشاره کرد، بنابراین تمام غذاهایی که حاوی این مواد مغذی هستند بسیار اهمیت دارند و از آنجا که یک غذای خاص و گروه غذایی حاوی تمامی این مواد مغذی نیست، بهترین و مهم‌ترین توصیه این است که تمامی افراد در تمام گروه‌های سنی سعی كنند تمام گروه‌های اصلی غذایی در برنامه روزانه آنها وجود داشته باشد».
دكتر وفا افزود: «هر گونه اختلال خوراکی که در تعادل و کفایت تغذیه‌ای ایجاد شود، علاوه بر جسم و حتی در بسیاری از موارد پیش از اثر گذاری بر جسم، بر روح و ذهن اثر نامطلوب دارد. این مشکلات از اختلال در تمرکز ذهنی، افسردگی و تغییر حالات روحی- روانی شروع می‌شوند و می‌توانند حتی بر بهره هوشی اثر بگذارند و نهایتا منجر به ضایعات جدی آناتومیکال در مغز شوند. البته همانطور که پیشتر اشاره شد، زمان وقوع این اختلالات نیز بسیار اهمیت دارد. از طرفی مصرف بیش از حد برخی از خوراکی‌ها نیز می‌تواند بر عملکردهای مغزی اثر نامطلوب داشته باشد، مثل فرآورده‌های تخمیری، خوراکی‌های بسیار شور و بسیار چرب و الگوی غذایی بسیار پر پروتئین در طولانی مدت. مصرف نوشیدنی‌های مدر و الکل نیز به‌دلیل ترکیبات خاص آنها و به‌دلیل ايجاد کم‌آبی (دهیدراتاسیون)، به‌شدت بر عملکرد مغزی اثر سوء دارد».
دكتر محمدحسين صالحي سورمقي؛ دكتراي تخصصي فارماكوگنوزي و استاد دانشكده داروسازي دانشگاه تهران نيز در مورد گياهان موثر در تقويت هوش عنوان نمود: «همه گياهان از جمله ميوه‌ها و سبزيجات كه حاوي انواع ويتامين‌ها، املاح، قندها، چربي‌ها و پروتئين‌ها هستند، براي انسان ضروري مي‌باشند، چون مهم‌ترين منابع تأمين اين مواد گياهان هستند، ولي درصد مواد موجود در گياهان متفاوت است. در اين ميان اصولاً دانه‌هاي گياهي و خشكبار از جمله پسته، گردو، فندق، بادام، بادام‌زميني، بادام هندي و نخودچي به اضافه دانه‌هايي از جمله عدس، گندم، لوبيا، باقلا و نخود از ميزان بالايي املاح از جمله آهن، روي، منگنز، منيزيوم، كلسيم، پتاسيم، سديم، فسفر و.... برخوردارند و به‌خصوص اين مواد داراي فسفر بالاتري نسبت به گياهان ديگر مي‌باشند. اين فرآورده‌ها در عملكرد اعصاب، مغز و حافظه نقش اساسي دارند و مي‌توان گفت مصرف آنها مي‌تواند در بهتر نمودن وظايف آنها نقش داشته باشد».
وي افزود: «با توجه به اينكه كودكان در دوران جنيني از خون و پس از تولد از شير مادر استفاده مي‌كنند، لذا تغذيه مادر در سلامت كودك تأثير بسزايي دارد. مصرف كليه فرآورده‌هاي گياهي ذكرشده در بالا در دوران بارداري در حد لازم ضروري مي‌باشد. بايد در نظر داشت كه هميشه بايد حد اعتدال را در همه موارد در نظر گرفت و به‌خصوص از مواد متنوع استفاده نمود، چون هر گياه داراي درصد متفاوتي از مواد است كه با مصرف تعدادي از آنها همه مواد مورد احتياج به بدن مي‌رسد. مصرف لبنيات و به‌خصوص شير نيز در دوران بارداري و مخصوصاً در دوران شيردهي براي تأمين مواد مورد احتياج جنين، كودك و مادر ضروري مي‌باشد».

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1390ساعت 2:5  توسط زرین  | 

نحییییییییررررررررررر


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 16:49  توسط زرین  | 

کیان تو دستشویی گیر کرده

مامان بهت نیاز دارم . منو نجات بده

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 16:49  توسط زرین  | 

مهمون کوچولوهای کیان

مامان منو نجات بده آرتین منو زد

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 16:49  توسط زرین  | 

چه حرفا

نه ترس نداره ...هیجان انگیزه

مامان..می دونی خیلی دوست دارم؟

شلنگ که اسباب بازی نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 16:48  توسط زرین  | 

نامه برای پاستیل سبز


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 16:46  توسط زرین  | 

کیان و کورش کوچولو


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 16:45  توسط زرین  | 

از وبلاگ امیر سام عزیز

آیتمهای شخصیتی:

۱- توافق با خود

توافق با خود یعنی چی؟

خانوما میخوان برن سینما. دوستشان میآد پیششون میگه بیا بریم سینما. شما میگید بذا یک زنگ به شوهرم بزنم بگم. زنگ میزنید به همسرتون بگید که من دارم با دوستم میرم سینما. هرچی زنگ میزنید همسرتون را پیدا نمیکنید. احتمال داره که همسرتون عصر بیاد خونه داد و بیداد راه بیاندازه. بگه چرا به من نگفتی میخوای بری سینما باید به من میگفتی و ...

50 درصد، نصف نصف احتمال داره همسرتون داد و بیداد کنه، کیا میروند سینما؟

.

.

70 درصد احتمال داره همسرتون داد و بیداد کنه، کیا میروند سینما؟

.

.

.

اینایی که با احتمال 70 درصد بازم میروند سینما، توافق با خودشان خوبه.

یعنی اینا با خودشون درگیر نیستند.

بقیه همه با خودشون درگیرند.

حالا اینایی که با خودشون درگیرند، میخواهند بچه یی تربیت کنند که با خودش درگیر نیست.

نمیتوانند و بچه با خودش درگیر میشه.

من اصلا نمیگم خانمه بره سینما.

یه عده میگویند من نمیرم سینما چون دوست دارم با همسرم برم سینما. این خیلی هم خوبه. این درگیریه نیست.

فقط مثال زدم که چه جوری درگیری داره ایجاد میکنه.

حالا چه جوری درگیری ایجاد میکنه؟

همسره میآد خونتون. پنجاه درصدی ها که گفتند همسرم ممکنه ناراحت بشه نمیرم سینما.

همسرتون عصر میآد. شما میگید آره میخواستم برم سینما. هرچی زنگ زدم پیدات نکردم. خلاصه نرفتم سینما.

بعد همسرتون میگه چرا نرفتی سینما. خیلی هم خوب بود میرفتی....

اون اجازه میداد برید سینما. کی بهتون اجازه نداد برید سینما؟

.....خودتون....

ما به این مساله میگیم توافق باخود.

پس شما با خودتون درگیر شدید نه با همسرتون.

منتها چرا شما با خودتون درگیر شدید؟

چون یه جایی همسرتون یه داد و بیدادی راه انداخته. یعنی یک کاری کردید، اون یه داد و بیدادی کرده چرا اینکارو کردی، چرا به من نگفتی و ....

... یه جای دیگه، شما میخواهید یه کاری بکنید، پیش خودتون میگید نکنه بیاد داد و بیداد بکنه... پس نمیکنم.

اینجا توافق با خودتون خراب میشه.

دوباره یه جای دیگه میخواهید یه کاری بکنید، میگید حوصله داد و بیدادشو ندارم. ولش کن.

یه جایی میخواهید از توانایی هایتون استفاده کنید... میگید نکنه بیاد ناراحت بشه....

از بس دوسش دارید، میگید دیگه از توانایی هایم هم دیگه استفاده نمیکنم که اونو ناراحت نکنم.

هم خوبش را گفتیم و هم بدش را گفتیم هردوی اینها توافق با خود شما را خراب میکند.

یواش یواش شما هیچکاری نمیکنید.

چی میشه؟..... با خودتون درگیر میشید.

درگیری با خودتون میشه سی درصد. یه جایی میخواهید یه کاری بکنید، نمیکنید میگید نه ممکنه ناراحت بشه. 30 درصد میشه 40 درصد. عدم توافق با خود. درصدش که هی بالا بره بشه 70 درصد. 70 درصد عدم توافق با خودتان است نه توافق باخود.

وقتی درگیری با خودتون شد 70 درصد، شما میگید این چه زندگیه. من اصلا نمیتونم تصمیم بگیرم. هر کاری بخوام بکنم باید از این اجازه بگیرم.

یکذره بگذره میشه 80 درصد. توی 80 درصد با همسرتون درگیر میشید. برمیگردید بهش میگید. همش تقصیر تو است. تو نمیگذاری من هیچ تصمیمی بگیرم. تو نمیگذاری من اینکارو بکنم. تو نمیگذاری من اونکارو بکنم و ...

بعد همسرتون میگه مگه من چیکار کردم؟؟؟ شما اون یکدفعه ایی که دعوا کرده را میبینید.... یادته رفتیم فلان جا، داد و بیداد کردی اعصابمون خورد شد و ... همسرتون یادش میآد و درستش اینه که عذرخواهی کنه و اگر عذرخواهی نکنه شما دو قرت و نیمتون هم باقیه... درگیری از همینجا شروع میشه.

خلاصه توافق با خود، وقتی خراب میشه که آدم نگرانه یکی دیگه از دستش ناراحت بشه.

وقتی توافق با خود خراب شد، وقتی آدم با خودش درگیر شد، آدم نمیتونه تصمیم بگیره. من خودتون را گفتم که چه جوری توافق با خودتون خراب میشه. چه جوری شما با خودتون درگیر میشید.

تو دو راهی های زندگیش که قرا میگیره، همش شک میکنه، میگه نکنه اینکارو بکنم اینجوری بشه... نکنه اونکارو بکنم اونجوری بشه... نمیتونه تصمیم بگیره. وقتی ده تا تصمیم توی زندگی توی هوا بمونه، شما بلاتکلیف میشید. وقتی بلاتکلیف بشید از زندگی بدتون میآد. یواش یواش میزنید زیر همه چیز. پس هیچوقت در بلاتکلیفی نمونید. اگر قراره ده تا تصمیم گرفته بشه گرفته بشه ولو اینکه دو سه تاش غلط باشه. هیچ اشکالی نداره.

تو ده تا تصمیم که گرفته بشه ولو اینکه دو سه تاش غلط باشه زندگی پیش میره و آدما راضی هستند به خاطر تصمیم های درست دیگری که گرفته اند. اگر قراره زود تصمیم بگیرید و از ده تا هفت تاش غلط باشه خوب نگیرید.

برای بچه ها چه جوری توافق با خود خراب میشه؟

بچه میخواد یه کاری رو بکنه. پیش خودش میگه نکنه اینکارو بکنم، مامانم ناراحت بشه. دوسم نداشته باشه. بعد نمیکنه. همونطوری که بچه یک کار بد میکنه شما دعواش میکنید. دفعه بعد میخواد یک کاری بکنه. شما رو نگاه میکنه. میخواد به یک چیزی دست بزنه که هیچ اشکالی نداره بهش دست بزنه ولی از این به بعد شما رو نگاه میکنه و هی دستشو عقب و جلو میکنه که بزنه یا نزنه پیش خودش میگه الان قراره دعوام بکنه یا نکنه.

تکلیفش را روشن کنید. بچه ها اولش اینجوری میروند جلو و بعدش دیگه اونکارو اصلا نمیکنند. از خیر اون کار میگذرند. برای همین توافق با خود اینجوری خراب میشه. یکبار بچه را دعوا کردی، دفعه بعد بچه میخواد یک کار دیگه بکنه، میگه نکنه دعوام کنند دوستم نداشته باشند، نمیکنم. اینجا توافق با خودش خراب میشه. یه جای دیگه میخواد یه کار دیگه بکنه میگه نکنه دعوام کنند دوستم نداشته باشند. یه جایی بچه تون میخواد از توانایی هاش استفاده کنه، پیش خودش میگه نکنه از توانایی هام استفاده کنم، بعد بیآیند دعوام کنند دوستم نداشته باشند. اونوقت از توانایی هایش هم استفاده نمیکند.

پس اجازه بدهید بچه ها هرچه کوچکترند از توانایی هایشان استفاده کنند. به این میگویند تمرین اعتماد به نفس.

اونایی که هی تذکر میدهند. بچه یواش یواش از توانایی هاش استفاده نمیکنه. بعدا نمیتونه کاری انجام بده. یک ذره بزرگ تر شد، بهش میگید اینکارو بکن. میگه نمیتونم. اونوقت آسیب جدی میشه.

روش اندازه گیری توافق با خود؟ اگر بچه ایی پرسید منو دوست دارید یا پرسید منو دوست ندارید یعنی داره توافق با خودش آسیب میبینه.

الان شاید مشکلی نباشه ولی اگر پنج سال دیگه بچتون ازتون پرسید منو دوست دارید؟ باید تنتون بلرزه... یکدفعه توی یکماه پنجاه بار بپرسه منو دوست دارید این آسیب جدی جدی است و توافق با خودش حسابی داره خراب میشه.

بچه ها اونایی که توافق با خودشون خراب شده یا داره خراب میشه کسایی هستند که شک کردند به دوست داشته شدنشون. اینا شک دارند که مامان باباشون دوسشون دارند یا نه؟

به همین دلیله که میآیند میپرسند. بچه ها آنقدر صادقند که وقتی شک میکنه این آدم منو دوست داره یا نه میره و میپرسه.

میگه منو دوست داری؟ میپرسه منو دوست نداری؟

پس شک اینکه دوستم داره یا نه تو بچتون بوجود آمد. بچه حالا میره دنبال دلیل میگرده که چرا پدر و مادرم منو دوست ندارند.

اونوقت با هم میروید پارک. بچتون بچه دیگری را هل میده و سر اون بچه میخوره به تاب و خون میآد.

شما میآیید و بچتون را دعوا میکنید، بعد بچتون میآد و میگه، هااااا این یک دلیل که بچه غریبه رو دوست دارند و منو دوست ندارند. این دلیل ها را شروع میکنه جمع کردن.

وقتی بچتون میآد میپرسه منو دوست داری یا دوست نداری؟ توی مرحله دلیل جمع کردنه. یعنی شک کرده به دوست داشته شدنش و حالا داره دونه دونه دنبال دلیل میگرده.

میخواد بخوابه. شما میگید باید بری بخوابی. میگه نمیخوام بخوابم. میگید برو تو اتاقت درو ببند دراز بکش بخواب تو اتاقت. بچه میره تو اتاقش و میگه بیا این یک دلیل.

بچه یکبار بیاد بپرسه منو دوست داری یا دوست نداری اشکالی نداره ولی اگر طی پنج سال آینده، پنجاه بار بیآد و بپرسه منو دوست داری یا نداری. فاتحه رابطه تونو تو سن نوجوانی باید بخونید. دیگه باهاتون خوب نمیشه.

یکبار پرسید. سریع برطرفش کنید باید کاری بکنید که دیگه این سئوال پیش نیآد واسش.

اینجا یه سئوال پیش میآد. بچه کی شک میکنه شما دوستش دارید. شما که بچه سه چهارسالش است هی بغلش میکنید، هی بوسش میکنید و هی هم نشون میدهید دوستت دارم.

وقتی دارید بچه را دعوا میکنید شک میکند که دوستش دارید یا نه.

پس شما که این همه میگید دوستت دارم، موقع دعوا بچه شک میکنه که دوستم دارند یا نه؟

برای اینکه این شک بوجود نیآد، این شک را باید از نطفه نابود کنید. پس چیکار باید بکنید؟

موقعی که میخواهید بچه تونو دعوا کنید، اولش بگویید من تو را خیلی دوست دارم. من تو را خیلی دوست دارم که حالا دارم دعوات میکنم. اینو شک نکنید.

آخرش اینو نمیگید که من تو رو خیلی دوست دارم. اولش میگویید که دوستت دارم. وقتی اولش بچه را دعوا کنید بچه میرود توی لاک خودش و ناراحت میشه و یک عکس العملی رو نشون میده. بعد شما میگید من تو رو خیلی دوست دارم. بعد بچه میگه اااااا من باهاش قهر کردم... من این عکس العمل را نشون دادم و حالا اون میگه من دوستت دارم پس از این به بعد همیشه این عکس العمل را نشون بدم.

پس قبل از اینکه بچه هیچ عکس العملی نشون بده میگویید من تو رو خیلی دوست دارم.

پس بچه را میخواهید دعوا کنید. اولین جمله اینه که من تو رو خیلی دوست دارم.

بعد کار بدش را میگویید که اصلا اینکاری که کردی کار خوبی نبود.

بچه را از اون کار جدا میکنید.

بچه ما همیشه دوست داشتنی است، چه کار خوب بکنه و چه کار بد بکنه.

چه بیست بشه و چه دو بشه.

پدر و مادر بچشو تحت هر شرایطی دوست دارد.

پدر و مادر بچشو تحت هر شرایطی دوست دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 12:9  توسط زرین  | 

یلدا 1390

" NadaPenny.com Free Image Hosting

پسر گلم سومین یلدای با تو بودن مبارک .

ان شا الله که صد و بیست تا یلدای دیگه رو هم جشن بگیری .

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 16:31  توسط زرین  | 

مطالبی که دوست خوبم مهتا برام فرستاده

واما دیروز مهد پسرم جلسه بود در مورد رشد استخوانی و قد در بچه ها
مطالب مفیدشو براتون میذارم:
اولا که خوردن ماست و گوشت رو کاملا حل کرد و گفت موردی نداره خوردنشون هم زمان میدونید چرا؟ چون هم MG.Ca.Fe هردو در ایتدای روده جذب میشن و تو غذا اونقدر اینها مقدراشون بالا نیست که برا ی جذب دچار مشکل بشن و رقابت بینشون باشه و نذاره اهن جذب بشه و با خیال راحت بچه ها بخورن ماست با غذا و هردو هم کلسیم وهم اهن جذب میشه ولی در مورد مکمل با هم نباشه چون تو اون دوره میزان بالا میره و برای جذب بینشون رقابت پیش میاد
1-حتما گوشت هم قرمز و هم سفید زیاد بخورن
2-لبنیات زیاد بخورن
3-حتما همه بچه ها تا سن 9سالگی تو پاییز اواخرش یه دوره 1/5 ماهه شربت cod liver oil (برندن انگلستان مثلseven seas) بخورن هرروز 5 سی سی (راستی من دیروز رفتم سراغش گفت چون ت ح ر ی م هستیم انگلیس به ما دارو نمیده و نیافتم اگه شما یافتید به منم بگید بخرم)
واما اصلا داروهای امریکایی نخرید چراکه میگفت اونها به ما دارو نمیدون واین داروها تو امارات تولید میشه و معمولا بی کیفیت هست و اگرم از اونجا واقعا باشه تاریخشون گذشته اما اروپایی خصصوا انگلیس(قبل از تحریم که میداد) خیلی خوبن
4- روی مصرف بشه چون تو مواد غذایی ما نیست بصورت مکمل مصرف بشه
و اما اگر دچار عفونت کلیه باشن خدایی نکرده باعث میشه کلسیم جذب نشه و رشدشون کند بشه برای همین اگر بچه خوب تغذیه کنه و رشد کم باشه سونوی کلیه میدن
و اما 5- منیزیم هم خیلی لازمه و اگه مکملی میخورن همون توش منیزیم هم داره و جواب میده و نبود منیزیم باعث گرفتگی عضلات میشه و تو بزرگسالان همه اونهای یکه خیلی پاشون میگیره ممکنه کمبود منیزیم داشته باشنکه این منیزیم تو انگور خصوصا قرمزش خیلی زیاده و کشمش هم داره
6- ورزشهای پرشی مثلا همینجوری در جاروی خوشخواب بذاریم بپر بپر کنن و روزی چندبار انجام بهش این استخوانو تحریک میکنه برای رشد و خیلی تاکید کرد
البته گفت ژیمناستیک مفید نیست ها چرا که گاهی باعث روند کند شدن رشد استخوان میشه وورزشهای حرفه ای مثل بسکتبال و شنا بصورت کرال عالیه و فوتبال حرفه ای هم بد هست و قد کوتاهی میاره و پیاده روی هم عالیه
و برا ی خودمون هم گفت اصلا موقع نشستن پا رو پا نندازیت که باعث فشار زیاد به مفصل زانو میشه و موقع استفاده از تردمیل حتمااااااااااااا شیب بهش بدید و بدون شیب اصلا و خیلی هم زیاد روش راه نرید که زانوتون مشکل پیدا میکنه
7- چاقییییییییییییییییی و لاغری هم باعث میشن رشد استخوانی کم بشه چاقی بعلت ترشحات هورمونهای خاص بلوغ زود رس رو میاره و باعث توقف رشد میشه
برای دخترها تا سن 11-12 سالگی وقت هست برای حداکثر رشد و برای پسرها 14-15 سالگی

البته تمام اینها عواملی هستن که در کنار وراثت هستن و اون عامل مهمنتری هست اما اینها بهبود میدن و تاکیدش روی ویتامین دی سه زیاد بود میگفت اکثر ایرانی ها خصوصا خانمها کمبود داریم چرا که پوشش داریم و جذبی نداریم حتما مصرف کنیم
میگفت ما 30 سالهایی داریم که پوکی استخوان دارن و این خیلی بد هست
اوه یادم رفت میگفت به بچه ها نسکافه ندید بخاطر کافئین البته این پودرها ی اماده میگفت خیلی بهتر از خود نسکافه هست و چای هم ندید خصوصا چای یکه بیتشر از دو ساعت مونده اصلا خودتون هم نخورید اصلاااااااااااا
چرا که اینها خواب رو کاهش میدن و بعد باعث توقف رشد میشه
حتما هم خودتون و هم بچه ها ساعت 1-4 شب رو خواب باشید حتماااااااااااا چون هورمون رشد تو اون ساعات ترشح میشه
این خانم خیلی جوان و در واقع همیشه به روز هست و در حال تحقیق و خیلی راهکارهای خوبه و همیشه جدیدترینها رو میگه من خوشم میاد ازش فوق تخصص تغذیه داره
و تاکید داشت روی لبنیات کم چرب و میگفت حداکثر تا 1/5 رو ما کم چرب میدونیم و بعد زا اون دیگه نه و میگفت SEVEN اصلا مصرف نکنید و به بچه هم ندید اون فاجعه هست
راستی نمی دونم درست میگم یا نه پاستیل بود؟ میگفت مانعی نداره بخورن و من تحقیق کردم ضررش کمتر از نفعش هست و برای بچه ها خوبه و ژله هم خوبه
راستی داروهای مارک نیچر رو گفت اصلا نخرید اصلا توصیه نمیکنم اون رو من روش کار کردم کلا اماراتی هست و به داروخانه ها پورسانت خوبی میده برای فروش و وقتی شما میگید مکمل اون مارک رو ارائه میدن


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 13:51  توسط زرین  | 

خداوند بهترين نگهبان است و او مهربان‏ترين مهربانان است.


+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 2:9  توسط زرین  | 

می خورمتا کیاااااان

مامان پای نته . کیان : مامان الان وقت کارتونه ؟
مامان : بله الان وقت کارتونه
کیان مامان می خوام دورا رو بذارکم تو دستگاه
می ذاره و می گه مامان روشنش کن .می گم: کنترل رو برام بیار عزیزم
می ره کنترل رو بیاره . من مثل همیشه بدون عینک پای لب تاب هستم .کیان در حالی که کنترل دستشه و داره میاد سمت من : مامان دوربون (قربون) اخمت برم .
یهو خونم به جوش میاد از این جمله ی پر محبت و بغلش می کنم .فشارش می دم . می گم : من قربون اخمت برم عسلم .من قربون اخمت برم .
می گه : شما دوربون اخم من برو ...منم دوربون اخم شما برم .
عززززززززززززززززیزم
عزیز دل مامان ! نه !!! اجازه بده فقط و فقط من قربون اخمت و خنده هات و گریه هات و اون موهای نازنینت که امروز رفتیم و کوتاه کردیم برم . موهات خیلی بلند و ناز شده بود و هر کی تو رو میدید قربونت می رفت ...تو خانواده و دوست و در و همسایه و فروشگاه و غیره

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1390ساعت 21:14  توسط زرین  | 

کلمه هام...

پاپاه +

تو جیبمه + این بهم انگیزه می ده ...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 1:15  توسط زرین  | 

این جا رو می گم: خدا نکنه 2

هر وقت بلایی سر کیان میاد و مامان دلداریش می ده تو قربون صدقه هاش میگه : مامانت بمیره ...

اون روز معده ام درد می کرد .کیان رو که بغل کردم تا بشورم به معده ام فشرده شد و دردم اومد .

کیان : مامان چی شده ؟

مامان : معده ام درد می کنه پسرم .

کیان : معده ات ؟ مامان معده ات؟

مامان ناحیه ی درد رو نشون می ده و میگه : این جا پسرم:

کیان: پسرت بمیره ....

این ا رو می گم : خدا نکنه پسرم ... عسلم...عشقم ...نازنینم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 14:11  توسط زرین  | 

فدای تخیل کردنت بشه مامانت...

از وقتی ماشین اسباب بازی پسرک افتاده روی پاش , دو تا خون مردگی بنفش ماه هاست رو ناخن پاش افتاده و جا خوش کرده . پسرک میگه: مامان انگشتم شبیه باربا ماما شده !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 14:7  توسط زرین  | 

منو شرمنده ی اون همه عشق کردی وقتی بین من و دورا منو انتخاب کردی کوچولو با اون قلب مهربونت ....

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم مهر 1390ساعت 19:32  توسط زرین  | 

با هوشیاری تمام می ره تو نقشش

پسرم برو تو اتاقت پی پی کن...ا؟ این اتق توئه...این اتاق توئه؟ نه نه این اتاق منه اتاق تو اون جاست .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 23:32  توسط زرین  | 

1

برنامه غذایی یک کودک 2 تا 3 ساله:

صبحانه ( نان و پنیر و گردو) نان 30 تا 40 گرم ( یک تا یک و نیم کف دست نان سنگک که دارای سبوس است ) + 15 تا 25 گرم پنیر+ یک عدد مغز گردو+ در صورت تمایل  چای شیرین.

ساعت 10:  نصف لیوان شیر و 1 عدد بیسکویت با آرد کامل+ 1 عدد میوه ( یا نصف لیوان کمپوت میوه که خود مادرتهیه کرده باشد )

ناهار:( چلوگوشت) 5 تا 10 قاشق غذاخوری برنج+ 30 تا 60 گرم گوشت گوسفند کاملاً پخته و له شده + نصف لیوان ماست چکیده + 1 کاسه سالاد کاملا ریز شده و مخلوط با سس مایونز ( آخر غذا)

عصرانه: 1 عدد میوه ( یا نصف لیوان آب میوه) + 1 عدد خیار+ یک قاشق سوپخوری مغزهای بادام، گردو و فندق.

شام: ( خوراک مرغ) یک کف دست نان+ خوراک مرغ دارای 30 تا 60 گرم ( 3 تا 4 تکه کوچک) گوشت مرغ و سبزیجات کاملاً پخته به فرمی که کودک دوست دارد. + ماست یک دوم لیوان.

قبل از خواب: نصف لیوان شیر

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390ساعت 20:50  توسط زرین  | 

نگران یعنی:...

هی یادم رفته بیام بگم که از کیان پرسیدم : کیانم...مامان می دونی نگران یعنی چی ؟

کیان : یعنی پتو رو بکشیم روی سرمون !!!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 19:54  توسط زرین  | 

خیلی محترمیم ما دو تا

کیان یهو : خانوم محترم این ماشین چنده؟

مامان در هر حال و هوایی که باشه زود بازی رو میگیره: این؟ سه هزار و چهار صد و پنجاه

کیان: اینو میبرم ...این چنده؟

مامان: این شیش تومن ...

کیان میره پی کارش



دوباره کیان یهویی :آقا!

مامان : من خانومم

کیان : خانوم؟ اینو برای پسرم میخوام

مامان : باشه ...میشه چارصد تومن


کیان وسط آشپزی مامان : خانوم محترم ماشینم خراب شده حووب؟(خب؟) من میرم تعمیرش می کنم

مامان : باشه دست شما درد نکنه


+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مرداد 1390ساعت 19:43  توسط زرین  | 

کم آوردن فسقلک

کیان اومده تو اتاق رو به من: پی پی اگه مامان داشتی(مامان اگه پی پی داشتی)...بگو من ببرم عوضت کنم!!!!!!!!!!!

مامان : (اول می خنده بلند و بعد می گه):دارم...

کیان : کمی نگاه می کنه و می خنده و می گه: پس من حرفی ندارم!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390ساعت 18:41  توسط زرین  | 

میخوام از غصه بمیرم...

تازگیا وقتی خوابت نمیبره بهونه میگیری...

مثلن میگی: میخوام با بابا بخوابم....

بابا که میاد پیشت کمی که میگذره میگی میخوام با مامان بخوابم ....

منو بابا یه کشفی کردیم دیر میاییم پیشت ...و تو خودت میخوابی.

گاهی هم من میگم : کیان تو بخواب مامان بره دستشویی الان برمیگرده

و میرم و وقتی میام تو خوابیدی....


یه ساعت پیش گفتی بابا بیاد ...بعد گفتی مامان بیاد ...همین که خواستم بیام تو اتاقت متوجه شدم داری به اسب کوچولوت که تو دستته میگی : اسبه! من نگرانم ... اسبه من نگرانم ...

چهار پنج بار این جمله تو تکرار کردی ..اولش برام بامزه بود ...

موبایلم و برداشتم یواشکی اومدم تو اتاقت و پشت تختت پنهون شدم ...دکمه ی ضبط رو زدم :

اسبه؟ ..اسب؟ اسبه...؟ من نگرانم ...

بعدم قلتی زدی و خوابت برد ...

اما الان دلم داره از غصه مچاله میشه....لبام کج  شدن و اشکام میجوشن...

چرا نگرانیت رو به اسبه گفتی...به مامان نگفتی؟

قشنگم ! چی ذهن کوچولوت رو نگران کرده؟


اصلن تو فسقلک من میدونی نگرانی یعنی چی؟


منم نگرانم پسرم ..خیلی نگرانم ...

نگرانم که تو بدونی نگرانی یعنی چی  ؟


+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1390ساعت 17:50  توسط زرین  | 

فسقلک تو چی میگی؟

همین الان: طبق معمول وقتی پای کامی هستم هی میای و خاموش میکنی و موس رو می چرخونی تا مثلن مثل مغازه دارا حساب کنی....یا دکمه های کیبورد رو میزنی


الان اومدی یهو زدی صفحه عوض شد .

من: (معترض) اااااا؟ کیانننننننن؟ 

کیان : من باهد اینو بزنم صفحه عوض شه ..قبول کن ...من باهد اینو بزنم !!!

بعد هم رفتی تو سالن و بلند بلند به من میگی: مامان! نباهد با جیغ به من بگی...من جیغ دوس ندارم ... صحبت کن ... من صحبت دوس دارم


والا اگه بلند گفته بوده باشم .



هفته پیش خونه ی مامان اینا بودیم و کیان خیلی داد و بیداد و بهونه گیری بود....

مامان : کیان داد نزن

کیان : باشه .شما هم مهربون باش!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 0:46  توسط زرین  | 

این بارباهای عشقولی

کیان داره بارباپاپا نگاه میکنه .همین الان اومد تو اتاق و به من خبر داد که :

مامان ...بارباماما بار باپاپا رو بوسید....(یه لبخند صدا دار) هه بوسیدش...

بعد هم رفت !

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 12:26  توسط زرین  | 

حواسی که به این آسونیا پرت نمیشه....

صبح که کیان بیدار شد و دید بابا خونه اس خوشحال شد . اما بابا قبل از صبحانه می خواست بره بانک و برگرده . کیان هم می خواست با بابا بره ...اما بانک که جای کوچیکترا نیست . پس بابا به کیان قول داد که زودی بر می گرده و رفت اما کیان یه عالمه پشت سر بابا گریه کرد 

مامان می خواست حواس کیان رو پرت کنه . 

مامان : کیان نگاه کن ببین سه تا از پاهای این خرست این شکلی هستن اما یکی از پاهاش این شکلی نیست . 

کیان اومد و نگاه کرد 

مامان به نظرت چرا این پاش این شکلی نیست ؟

کیان طبق معمول یه دلیل محکمه پسند آورد : برای این که این شکلی نیست !!!! 

مامان : نه پسرم برای این که این سه تا میرن تو لگو ولی این پاش رو که بلند کرده نمیره ..ببین .

کیان بده من 

مامان : می خوای بازی کنیم ؟ برو بقیه لگوهاتم بیار 

کیان: نه نمیخوام آخه هنوز دارم گریه می کنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 18:33  توسط زرین  | 

شاعر کوچولو

اولین شعر کیان(به زعم باباش) : افتادم زمین خراب شدم ! ------------------زمستان 89

دومین شعر کیان (به زعم مامانش): ماه تو آسمون داره پرواز می کنه !--------- بهار 90

سومین شعر کیان (بازم به زعم مامانش): مامان نی نی میگه می می ! ------ دیشب

مامان : کیان می خورمتا...تو شاعر کوچولوی منی 

کیان : نهههه ! من شاهر نیستم .من تیانم !

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کیان به ه می گه خ

به خ میگه ش

مامان خلم نده . من خوندونه نمیشام . ( مامان هلم نده . من هندونه نمی خوام )

من اینو می شورم . ( من اینو می خورم )

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

و کیان همچنان به مامان من می گه : پدر جون ! 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 18:20  توسط زرین  | 

علم غیب

چندوقت پیشا تو آزانس مسیر خونه ی مامانم اینا :کیان کیان نگاه کن این ماشین پلیسه !

اما تا کیان اومد ببینه ماشینه رد شد و رفت . کمی که گذشت دوباره ماشین پلیس رو دیدیم

کیان : مامان این ماشین صد و دهیه

مامان( از تعجب دهنش وا مونده) کی اینو بهت گفته؟

کیان: دوستم

(بعدن که از باباش پرسیدم اونم تعجب کرد)


الان کیان به مامان: مامان موتور یه چرخه

مامان : کی بهت گفته؟

کیان:دوستم گفته

مامان کدوم دوستت؟

کیان: البرز و دیانا!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 20:31  توسط زرین  | 

شیرین بیان

یکی دو روزه که مقدمه چینی میکنم برای پوشک گیرون کیان عسلی....

امروز از ساعت یازده تا سه و نیم نه جیش کرد و نه پی پی ...هر بارم که پرسیدم داری یا نه گفت ندارم . دو سه بارم رفتیم دستشویی بی نیجه

چند دقیقه پیش با عجله اومد و نگران داد زد مامان مامااااانننننن جیش کردم اونجا

من: شکالی نداره پسرم...کجا ؟ در حال پیدا کردن محل کثافت!

کیان از دور در حالی که دم در اتاق خواب ما ایستاده و سالن رو نشون میده:

کیان: همون جا....همون جا....

من فرش خیش شده رو کشف میکنم و میپرم سراغش که یهو....بله پام میچسبه به پی پی های کوچولو

من: اوه کیان پی پی هم کردی مامان ایناها ...ببین چسبیده به پاهام

کیان چندشش شده : مامان ...مامان پاهاتو بشور...

من : اشکالی نداره...شما برو تو دستشویی منم الان میام

تو دستشویی در حال شستن پاهام هستم و شنیدن نصایح گوهر بار فسقلک

کیان: مامان شما باهد مواظب باشین پی پی به پاهای شما ننپسپه(نچسبه)

من: چشم از این به بعد ...


بعد کیان رو پوشک میکنم و این بار مخالفت نمیکنه . یه ساعت پیش نذاشت پوشکش کنم . خلاصه میگم مامان جون جیش یا پی پی که داشتی شلوارت رو در بیار برو تو دستشویی منو صدام کن باشه؟منم الان برم پی پی هات رو بشورم تا بو نده خونه مون


کیان در حالی که تو تختش دراز کشیده :

مردما نباید بو بدن .پی پی من بو نمیده که....


بله!!!!


من امیدوارانه اون رو گذاشتم تو تختش گاوش رو هم میدم بغلش و میگم براش قصه بگو و بعد دیگه ساکت شو تا بخوابه باشه؟

در حال پاک کردن پی پی هاش میشنوم که به گاوه میگه : هیسسسسسس...هیسسسسسسسسسس

0کاری که من وقتی خواب آلو هستم و کیان نمیخوابه و حرف میزنه انجام میدم .بعد هم تند تند هو هو میکنه ...این جاس که میخوام بپرم قورتش بدم .چون من وقتی خودمو به خواب می زنم صدای نفسهامو کمی بلند میکنم که مثلن بگم من خوابم . اون وقت فسقلک داره ادای منو برای گاوه در میاره از کنار در رد شدم دیدم لباشم غنچه کرده و تند تند میگه : هو هو هو ...

اییییییییییییییییی جانم...ای عسللللللللللللللللللللللللللل

الانم جزو معدود دفعاتیه که خودش خوابش برده به همین راحتی....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 15:50  توسط زرین  | 

با مامان قهر شده بودی؟

پریشب نیمه های شب

کیان از خواب بیدار شد با ناراحتی بالشش رو برداشت و به مامان گفت: مامان شما برین تو اتاق خودتون لالا کنین بعد هم رفت رو تشک کوچیکه که دور از مامانه لالا کرد !!!

بعد صبح که مامان بیدار شد دید کیان شیشه شیرش رو گرفته دستش با عصبانیت می گه می خوام برم پیش بابا وپشت دربسته ایستاده .تا مامان خواست حرفی بزنه و بره نزدیک ...کیان جیغ و داد ...مامانم  در رو باز کرد تا کیان بره بیرون وکیان رفت و دید باباش نیست کلی گریه تو بغل مامانش کرد و بابا رو خواست .


در کل دیروز کیان همه اش بابا رو می خواست حتی وقتی ظهر تو بغل مامان تاب میخورد و داشت می خوابید وقتی مامان وسط لالایی هاش گفت بابا کیان رو دوس داره...یهو کیان بیدار شد و بغض کرد و گفت من بابا رو می خوامممممممممممممم


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 17:28  توسط زرین  |